X
تبلیغات
تمدن سیستان - طوایف وتیره های ایل بزرگ بختیاری از ریشه تا انتقال به سیستان عزیز

مديريت

لينكستان

 
No Image
خوش آمديد!
طوایف وتیره های ایل بزرگ بختیاری از ریشه تا انتقال به سیستان عزیز پيوند ثابت

طوایف و تیره های ایل بختیاری - قسمت اول

لرها به دو شاخه اصلی تقسیم می شوند

  • هفت لنگ
  • چهار لنگ

    تعریف چهارلنگ و هفت لنگ

    براساس سنتی که در ایل وجود داشته است، گردش حکومت به وسیله مالیات سرانه ای بوده است که از دامداران می گرفتند و اقتصادِ حکومت خان ها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآورده های دامی به نوع مراتع و وسعت آن و شمار دام و شمار نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشته اند، بستگی داشته است. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم می شد:
    از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشته اند مالیات بیشتری دریافت می شد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین می شد. برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از ۱۰ ریال تا ۳۰ ریال به معیار آن زمان دریافت می کردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بوده است:

    ۴راس گاو = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
    ۴راس خر = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
    ۱راس مادیان = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات

    چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب می‌شده، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان می‌داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ مادیان می داده اند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ. روی این اصل مردم این منطقه به نام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان می دهد:

    ۷راس گاو = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
    ۷راس خر = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
    ۱راس مادیان + سه لنگ مادیان = ۷لنگ مادیان = ۱۰ ریال مالیات

    در مورد همین مالیات گرفتن، خان ها به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفه ها به خان ها، بین طوایف فرق می گذاشتند و به بعضی ها امتیازاتی می دادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام می گرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند. تقسیمات درون-ایلی بختیاری به ترتیب به این صورت است: ایل، طایفه، تیره، تش، اولاد، مال و خانوار. هفت لنگ شامل چهار باب دورکی، دینارانی، بابادی و بهداروند است.
    دورکی خود به شعب زراسوند، اسیوند، موری، قند علی، بابااحمدی، عرب، آسترکی تقسیم می شود.
    دینارانی خود به شعب اورک، و طوایفی که در مال امیر سکنا دارند، تقسیم می شود.
    بابادی خود به شعب عالی انور، عکاشه، راکی، کله، ململی تقسیم می شود.
    بهاروند خود به شعب بختیاروند، عالی جمالی، جانکی سردسیر تق م می شود.
    سی
    طایفه دینارانی

    طایفه دینارانی یکی از چهار باب هفت لنگ بختیاری است. گرمسیر طایفه دینارونی باب در شهرستان ایذه و بخشهای تابع آن می باشد و سردسیرشان در دینارون و کوه سفید است. که شامل طایفه های زیر می باشد:
    اورک، شالو ، سهید ، گورویی ، سرقلی ، بویری ، نوروزی ، سادات سلطان ابراهیم ، عالی محمودی
    طایفه اورک شامل طوایف زیر است:
    چهار بنیچه - جلالی - علی صاد - شیران - خواجه -لندی - سادات موسوی -غریبی - سادات حسینی - شهپیری - آل داوودی - گل بامکی - خدابخشی - زندی - قلعه سردی - موزرمی - کیشخالی - عرب - اولاد حاج علی - ممسنی - غلام - ورناصری - گوزلکی - اورک شالو - لجم اورک - هلوسعد (تیره های لجم اورک بشرح زیر:آر احمدی - سخندری - کری -گپی - جیره - درویش ممون -) بندونی باب (تیره های بندونی باب: رفنی - بوگری - بنی سر تنگی - سوتکی - سراوکی - بنی مسن - شیاسی - - قائدان شیاسی - قنبری - شیران.)
    مردم طایفه اورک بیشتر در شهرهای ایذه،دهدز،اردل،اهواز،بوشهر،اصفهان و شهرهایش مثل لنجان و شاهین شهر و ... زندگی می کنند.
    طایفه نوروزی شامل تیره های: بامیروند - کمالوند - یارعلی وند - ابراهیم وند - خورشید وند - غلام وند

    طایفه اورک یکی از طوایف دینارونی و یکی از بزرگترین طوایف بختیاری چه از نظر تاریخی و ایلیاتی و همینطور از نظر جمعیت و وسعت اراضی ایل است. نیمی از آنها در خوزستان و نیمی در چهار محال زندگی می کنند.
    این طایفه در طول تاریخ شامل خان ها و کلانتران زیادی بوده و مردمان مهمان نوازی دارد. طایفه اورک شامل طوایف زیر است:
    چهار بنیچه - جلالی - علی صاد - شیران - خواجه -لندی - سادات موسوی -غریبی - سادات حسینی - شهپیری - آل داوودی - گل بامکی - خدابخشی - زندی - قلعه سردی - موزرمی - کیشخالی - عرب - اولاد حاج علی - ممسنی - غلام - ورناصری - گوزلکی - اورک شالو -لجم اورک (تیره های لجم اورک بشرح زیر: اسیوند (محمودی بردزردی )آر احمدی - سخندری - کری -گپی - جیره - درویش ممون -) بندونی باب (تیره های بندونی باب:رفنی - بوگری - بنی سر تنگی - سوتکی - سراوکی - بنی مسن - شیاسی - هلوسعد - قائدان شیاسی - قنبری - شیران.)
    مردم طایفه اورک بیشتر در شهرهای ایذه،دهدز،مسجدسلیمان،اردل،اهواز،بوشهر،اصفهان و شهرهایش مثل لنجان و شاهین شهر،مینادشت و ... زندگی می کنند.
    طایفه اورک در نزد مردم به اورک ۲۴ تیره مشهور است.
    تیره هایی بنام اورک در طایفه بهداروند و جود دارد که قبلا خانواد ه هایی از طایفه اورک بوده اند اما بدلیلی کوچ کرده اند و در کنار طایفه بهداروند زندگی کرده اند و اکنون جزو یکی از تیره های بهداروند محسوب می شوند. همینطور هم چند خانوار از طایفه اورک به کنار طایفه ممصالح چهارلنگ رفتند و اکنون جزو آن طایفه مسوب می شوند. اما اصلیتشان جزو طایفه اورک ۲۴ تیره بوده. و همچنین بعضی از خانواده ها و تیره های این طایفه از طوایف دیگر بختیاری بوده اند که بخاطر دلایل مختلف مانند نزاع ایلی و... به درون این طایفه آمده اند و جزو اورک محسوب می شوند اما هنوز هم بع از چند سال بعضی از آنها به طایفه اصلی شان آمد و رفت نیز دارند و فامیل های خود در طایفه قبلی را می شناسند.که این کوچ کردن در میان بختیاری ها بسیار زیاد بوده(بخاطر منازعات فراوان ایلی) و امری است طبیعی.
    طایفه بابادی

    بابادی یکی از ۴ طایفه بزرگ هفت لنگ بختیاری که دارای زیر شاخه های بابادی عالی انوری، آرپناهی، عکاشه، گله، پبدنی، احمد محمدی، راکی، شهنی، نصیر، ململی و ایل گمار تشکیل شده که محل سکونت اصلی آنها در کوهرنگ بختیاری، مسجد سلیمان، ایذه، اردل، لالی و شوشتر می باشد.
    ریاست طایفه بابادی به عهده مهدی خان بابادی فرزند بزرگ تقی خان بوده است.
    بابادی ها نیز مانند سایر بختیاری ها به ییلاق و قشلاق (سردسیر و گرمسیر) كوچ می كردند. ییلاق شان در استان چهار محال بختیاری شامل پردنجان، گوجان و شهرستان کوهرنگ است. ریاست این مكان ها را نیز مهدی خان بر عهده داشت. قشلاقشان در استان خوزستان شامل مهدی آباد،تراز؛ دشت ده، قلعه میدان، جاستون شه، كالك شوران؛دره بوري ؛ در حومه شهرستان لالی می باشند. منطقه مهدی آباد را به نام ایشان نام نهاده اند.
    در جریان اصلاحات ارضی در دوره محمدرضا شاه پهلوی اراضی گوجان و پردنجان را از خان ها گرفته و در بین رعیت ها تقسیم نمودند. این واقعه در زمان نوادگان مهدی خان اتفاق افتاد. شيرعلي خان دژی واقع در دشت ده بنام دز قلعه میدان (استان خوزستان) داشته اند كه آثاری از آن به جا مانده و اكنون محل اقامت اولادمهري بابادي می باشد. شیرهای سنگی بر مزار مهدی خان و پدر او تقی خان در پردنجان به عنوان آثار باستانی ثبت شده اند. بعد از وفات مهدی خان فرزند بزرگش محمدكریم خان و نوه ایشان علیدوست خان زمامداری امور را بر عهده گرفتند در این دوران ایل آرپناهی از دادن مالیات به علیدوست خان سر پیچی نمودند و به دستور علیدوست خان ایل آرپناهی را غارت نمودند و بعد از مدتی فردی ناشناس از این ایل به صورت پنهانی وی را كشت و به دستور محمدكریم خان بر اساس حس انتقام جوئی و قصاص خون علیدوست خان چندین نفر از ایل آرپناهی را كشتند و سر انجام پس از فوت محمد كریم خان ریاست به جهانگیر خان و فرامرز خان كه از نوادگان برادر مهدی خان بودند رسید.
    شاخه چهار لنگ

    ایل بختیاری به دو شاخه بزرگ هفت لنگ وچهار لنگ تقسیم می شود. هرچند که این دو شاخه ایل بختیاری از نظر فرهنگی تفاوت چندان زیادی ندارند.اما جدایی محل سکونت ومسیر کوچ باعث ایجاد تفاوت نه چندان زیادی در گویش ولهجه این دو قبیله شده است.
    هفت لنگ ها بیشتر در چهار محال بختیاری وشمال خوزستان زندگی می کنند.که جمعیت انها نسبت به چهار لنگها که در لرستان وشمال خوزستان بیشتر است. چهارلنگها ییلاق خود را در نواحی شرقی لرستان سپری می کنند.با شروع دوره سرما در این منطقه به شمال خوزستان برای سپری کردن زمستان کوچ می کنند. طایفه چهار لنگ به چهار شاخه بزرگ تقسیم می شود.که عبارتند از محمود صالح - موگویی - مهیوند وذلکی.
    طایفه مهیوند چهارلنگ خود به دستهای بزرگی تقسیم می شود که مهمترین انها عبارتند از: حاجیوند - عبدالوند - فولادوند - سالاروند.
    طایفه حاجیوند بزرگترین این طوایف است که تاریخی داشته است لبریز از شجاعت ودلاوری . طایفه حاجیوند خود به تیره های متعددی تقسیم می شوند که عبارتند از : قاسمعلی - قالبی - هیل هیل - رشیدی والیاسی. سردسیر یا ییلاق طایفه حاجیوند دامنه کوههای اشترانکوه است. یکی دیگر از طوایف مهم بختیاری طائفه کائد یا قائد می باشد. که درمنطقه گتوند استان خوزستان ساکن بوده اند که به دلائل مختلف از این منطقه کوچ نموده وبه استانهای لرستان و سیستان و بلوچستان مهاجرت نموده اند.که عده ای از آنها هم اکنون با نام خانوادگی مختلف از جمله تقوی سالاروند حیدری محمدی بهزادی وسلیمانی درروستاهای اطراف شهرستان دورودروستای تی دره اسپر وسراوند درنزدیکی دریاچه گهر ساکن هستند .از بزرگان این طایفه می توان کاهادی٬ کابندعلی٬ کاشمسعلی وکایکشنبه وکاصفر رانام برد.محل زندگی سردسیری این طایفه روستاهای فوق الذکر ومحل زندگی گرمسیری آنها پرویزکوه وآب بید وگلمبه می باشد .ازخصوصیات بارز این طایفه آزادگی شجاعت ودلاوری می باشد.

    طایفه‌های بختیاری

    طایفه‌های بختیاری

    بابادی باب • بهداروند باب • دورکی باب • دینارانی باب

    هفت لنگ

    بابادی باب

    بابادی • شهنی • عکاشه • راکی • گله • مدمولیل • نصیر • گمار • ململی • آرپناهی • پبدنی • عالی انور • احمد محمدی

    بهداروند باب

    بهداروند • عالی جمالی • جانکی سردسیر • منجزی • بلیوند

    زراسوند • اسیوند • موری • گندلی • بابااحمدی • عرب کمری • آسترکی

    دینارانی باب

    اورک • موزرمویی • نوروزی • بویری • کورکور • لجمیر اورک • علیمردانخانی • عالی محمودی

    چهارلنگ

    زلکی • محمودصالح • ممیوند • کنورسی • موکویی

    زلکی

    دوغ زنی • جاوند • میمون جایی • سادات احمدی

    محمودصالح

    عمله جات • محمود صالح • ممزایی • اورش • مم جلالی • کاقلی • عادکار • ال داود • قلی • آردپنایی

    موکویی

    شیخ سعید • پیرگویی  • خوی گویی • دیویسی  • شیاس • مهدور

    ممیوند

    بساک • پولادوند • عودالون • عیسوند • حاجی وند

    کنورسی

    کردزنگنه • جانکی • زنگنه • کرد • حموله • برون • گل گیری • مکوندی • ممبینی • محمدجعفری • غریب وند • گشتیل • گریجه • هرکل • سیلان • کهیش • بوربورون • استکی • عاشوروند • عالی وند • تمبی • شیخ • سهونی • باورساد

    قوم بزرگ بختیاری (مردم بختیاری) به دو شاخهٔ هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می‌شود.

    هفت لَنگ شامل چهار طایفهٔ دورکی، بهداروند، بابادی و دینارانی است.

    خانوادهای خوانین بختیاری از جمله ایلخانی، حاج ایلخانی و ایل بیگی از طایفهٔ زراسوند و متعلق به ایل دورکی می‌باشند. البته باید به این نکته نیز اشاره داشت که جد آنان حیدر معروف به حیدر کور، از طایفهٔ صاد از ایل پاپی جنوب لرستان بود. وی بدلیل اختلافات خانوادگی به طایفهٔ زراسوند پناهنده شد و بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد، داماد آشهباز زراسوند گردید که بعد از فوت وی به کلانتری ایل منصوب شد.(صفویه) بنا بر روایاتی ایل پاپی قبل از آن هم خود منشعب از بختیاری بوده‌اند. که ورود حیدر خان به طایفه زراسوند به نوعی بازگشت به دامان قبیله اصلی خود بوده‌است.

    چهار لَنگ شامل پنج طایفهٔ محمودصالح (ممصالح وممزایی)، زلقی (زلکی)، مَیوند (ممی‌وند)، کیان ارثی و موگویی هستند.

    در دوران میرجهانگیرخان بختیاری (که دورکی یا بهداروند بودن ایشان به درستی روشن و مشخّص نمی باشد) مقارن با حکومت صفویه، قوم بختیاری به دو ایل هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم گردید. یکی از آن خوانین محمد تقی خان چهار لنگ از طایفهٔ کیان ارثی، فرزند علی خان بود که مدتی از زمامداری وی در بختیاری مقارن با سلطنت نادر شاه افشار بوده‌است. از وی قلعه‌ای در نزدیکی باغملک (ایذه) بجا مانده که بنام «قلعه تـُل» معروف است. و دیگری علیمردان خان چهار لنگ فرزند علیقلی خان چهارلنگ و مادرش بی بی مریم (خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه) نوهٔ حسینقلی خان، ایلخان بختیاری و نیز مادر او بی بی صنم فرزند علی رضا خان کینرسی فرزند محمد تقی خان ایلخانی بود.

    عرب بختیاری

    عرب‌هایی را می‌گویند که در مجاورت بختیاری‌ها زندگی می‌کنند، با ایشان وصلت کرده‌اند و از نظر رسم و رسوم و زبان و... اشتراکات زیادی با بختیاری‌ها پیدا کرده‌اند. اما در اصل، بختیاری نیستند و به آنان بنام عرب کمری می‌شناسند. در حقیقت عرب کمری‌ها اعرابی هستند که اصطلاحاً در کوه و کمر زندگی می‌کنند و وجه تسمیه ایشان نیز می‌تواند همین باشد. ایشان از طایفهٔ عرب از نژاد قهاوی هستند و از طایفهٔ بنی طرف منشعب شده‌اند. به گفتهٔ سالمندان و معمرین، اعراب کمری در زمان حبیب الله خان و جعفرقلی خان دورکی به منطقهٔ بختیاری آمده‌اند. به همین دلیل به مرور زیر شاخهٔ طایفهٔ دورکی قرار گرفت.

    زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراق بیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستان و به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شده‌است و اصطلاحاتی ویژهٔ خود پیدا کرده‌است. طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاری‌ها ممکن نیست. مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار می‌رود به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔ عربهای خوزستان و همچنین عرب‌های عراق می‌شود «اِشلونک». اما عبارت «تخم مرغ» به لهجهٔ عرب کمری می‌شود «بیاض» که عراقی‌ها نیز همین اصطلاح را به کار می‌برند در حالی که به لهجهٔ عرب‌های خوزستان می‌شود «دحرویت». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کرده‌اند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمری‌ها همچنان «ج» را تلفظ می‌کنند.

    عرب کمری‌ها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند. عرب کمری‌ها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی می‌گویند عرب برّی یعنی عرب‌هایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی می‌کنند.

  • نويسنده:شیخ قاسم بختیاری سیستانی| مورخه :جمعه سی ام اردیبهشت 1390 | 14:35 | ساعت: | موضوع: |

    No Image
    No Image No Image No Image
     
     
     

    موضوعات

    طراح قالب

    No Image No Image